ردپای ترامپ در فراخوان شتابزده پهلوی | رقابت خطرناک برای تصرف خیابان در چهارشنبهسوری

رویداد۲۴| اولین نطق ترامپ بعد از حمله به ایران یک افشاگری ناخواسته _شایدم خواسته_ بود. ترامپ در اولین سخنرانی خود در پی حمله به بیت رهبری اعلام کرد پروژهای که آغاز کرده با نابودی زیرساختهای هستهای و موشکی خاتمه پیدا نمیکند. او به تمامی نیروهای مسلح شهری از پلیس و نیروی انتظامی و سپاه هشدار داد که یا تسلیم شوند یا کشته! سپس دست به یک اسپویل غیرمنتظره زد و خطاب به مردم ایران گفت در خانههایشان بمانند چون خیابان امن نیست! «بمبها همهجا فرود خواهند آمد.» و بلافاصله افزود: «وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را در دست بگیرید.» از اواسط هفته نخست حمله، طراحی عملیاتی این نطق هم رونمایی شد؛ حمله به کلانتریها. اما فراخوان شب گذشته رضا پهلوی یک پرده دیگر از این طراحی را آشکار کرده است.
آیا خیابان با مختصات جدیدی که این روزها پیدا کرده قرار است به یک جبهه جدید تبدیل شود؟
چرا «خیابان» مهم است؟
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، هفته گذشته یک توییت معنادار منتشر کرد. او گفت: «ملت عزیز ایران که جانم هزاران بار فدای شما! حضور شما در خیابانها دشمن را گیج و عصبانی کرده است. این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد: خیابان، خیابان، خیابان. فرزندان شما در نیروهای مسلح جان خود را برای دفاع از ایران در دست گرفتهاند، پشت آنها را با حفظ خیابان محکم کنید.»
این توییت که در فضای سیاسی و امنیتی کشور بازخورد گستردهای داشت، از دو منظر قابل تأمل بود؛ نخست، تأکید بر «خیابان» به مثابه میدان مقاومت ملی و دوم، بازتعریف رابطه مردم و حاکمیت در وضعیت جنگی. جنبه تبلیغاتی «خیابان گردی» حامیان نظام ظاهرا کارساز هم بوده؛ ترامپ در واکنش به حضور مردم در خیابان ها گفته این تصاویر «ساخته هوش مصنوعی» است. او گفته «آنها در ویدیویی حدود ۲۵۰ هزار نفر را در یک میدان نشان دادند که چقدر آیتالله خامنهای را دوست دارند. اما آن کاملاً ساخته هوش مصنوعی بود.» اما این حضور در خیابانها دلیل دیگری داشته؛ حاکمیت به دنبال حفظ خیابان از شورشی است که ترامپ وعدهاش را داده است.
چرا رضا پهلوی در این زمان عجیب فراخوان داد؟
در فاز عملیاتی این وعده، اپوزیسیون برونمرزی، به طور خاص تیم پهلوی و شبکههای رسانهای وابسته به آن، روز گذشته در یک اضطرار زمانی قابل تامل دست به فراخوان دادهاند. دستپاچگی این گروه در فرخوان و کشاندن مردم به خیابان به نفع خود این گمانه را در ذهن ایجاد میکند که احتمالا دونالد ترامپ که تصور نمیکرد جنگ طولانی شده و کار به وضعیت فعلی برسد.
شواهد نشان می دهد ترامپ تحت فشار افکار عمومی داخلی آمریکا، افزایش جهانی قیمت حامل های انرژی، همچنین با توجه به وعدههای انتخاباتی خود مبنی بر عدم ورود به یک جنگ فرسایشی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، به اسرائیل و تیم پهلوی مهلت مشخصی داده تا روند فروپاشی در ایران را تسریع کنند. از همینرو، هم عملیات رسانهای و هم تحریکهای میدانی در هفتههای اخیر شدت یافته است. حمله به ایستهای بازرسی و حملات گسترده به کلانتریها را تنها در این چارچوب میتوان تحلیل کرد.
بیشتر بخوانید: پشت پرده حمله به ایستهای بازرسی| بازخوانی مصاحبه یک مقام نظامی بعد از جنگ ۱۲ روزه؛ توزیع اسلحه در تهران آغاز شد؟
چرا فراخوان پهلوی، آمادهباشی برای یک حمام خون است؟
حملات اسرائیل و آمریکا که در با ادعای مضحک «حمایت از مردم ایران» کلید خورد و ادامه دارد، عملاً به هدفی کاملاً متضاد منتهی شده است. قرار بود این حملات، مراکز نظامی و لجستیکی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهند، اما گزارشهای میدانی نشان میدهد علاوه بر فاجعه مدرسه دخترانه میناب، چندین منطقه مسکونی، ایستهای بازرسی که محل توقف تعداد بیشماری خودروست و مسیرهای تردد شهری مورد حمله قرار گرفتهاند. تعداد زیاد کشته و زخمیهای غیرنظامی نتیجه مستقیم این عملیات نظامی با شعار «کمک در راه است»، بوده است.
با این حال، در فضای رسانههای خارجی و فارسیزبان خارج از کشور، روایت اصلی همچنان همان است: ضرورت حمایت از مردم! کدام مردم، اما معلوم نیست، ترامپ در یکی از تازهترین اظهارنظرهای خود مردم حاضر در میادین شهرها را تصاویر ساخته هوش مصنوعی خوانده و در جای دیگری گفته مردم ایران «ژن خوبی ندارند».! او در یکی از پستهایش در شبکه اجتماعی تروث «مردم» را تهدید به نابودی کرده است.
تناقض روایت حمایت ترامپ از مردم ایران، با واقعیت موجود در خیابانها، آنجا هویدا شده که جان همین مردم – زن و مرد، کودک و سالمند – در اثر حملات «حامیان» خارجی از بین رفته است.
در این سناریو، رضا پهلوی قرار است نقش منجی را برای مردم بازی کند. او در فراخوان دوپهلوی خود از برگزاری آیین چهارشنبه سوری حرف زده و گفته «رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی می کوشد مانع برگزاری این آیین ملی و باستانی شود». او در فراخوانی مجزا به «گارد پادشاهی» گفته هستههای عملیاتیشان را فعال کنند و در نهایت از اسرائیل و آمریکا درخواست یک پشتیبانی عملیاتی کرده است. رضا پهلوی به وضوح از ترامپ و نتانیاهو خواسته «تحولات این روز را با دقت زیرنظر بگیرند و اجازه ندهند جمهوری اسلامی در این آیین با مردم شجاع ایران با خشونت برخورد کند».
همزمان، سردار رادان رئیس پلیس کشور نیز با لحنی حاکی از نگرانی نسبت به امنیت داخلی، در پیامی رسمی خواستار «حضور مردم در میدان» برای حمایت از نیروهای انتظامی و حفظ آرامش شده است. سخنگوی سپاه پاسداران هم در اطلاعیه ای گفته «این چهارشنبه از پایگاه های آمریکا گرفته تا سرزمین های اشغالی و نماد های ضد انقلاب در داخل کشور در آتش خواهند سوخت.». او گفته این هفته چهارشنبه سوزی خواهیم داشت.
حمام خون دیگری در راه است؟
در چنین شرایطی که میدان و خیابان عملاً در انحصار حکومت است؛ از نظر ساختاری، هر تجمع یا حرکت عمومی بدون مجوز حکومتی، به سرعت از سوی دستگاههای امنیتی مهار میشود. بنابراین، فراخوانهای ناگهانی اپوزیسیون برای حضور مردمی، بیش از آنکه نتیجه تصمیمگیری راهبردی باشد، بازتابی از بیبرنامگی است. از نگاه برخی کارشناسان، اپوزیسیون خارج از کشور از ظرفیت واقعی اجتماعی در ایران بیخبر است و تصور میکند با صدور چند پیام و شعار میتواند مردم را در خیابانها همسو با خود قرار دهد.
بیشتر بخوانید:
ببینید| کارشناس صداوسیما: فرزندانتان را کنترل کنید، برای همراهان دشمن حکم تیر صادر شده است
کدام شاه؟ کدام پادشاه؟ | نسبت پهلوی با انتخابات و تجزیه ایران چیست؟
در سوی دیگر این معادله، مردم نیز در دوراهی تصمیم و اضطراب قرار گرفتهاند. از یک سو تهدیدات خارجی و اخبار حملات نظامی احساس ناامنی را افزایش داده، از سوی دیگر، فراخوانهای پیدرپی از دو سوی حاکمیت و اپوزیسیون ذهن عمومی را سردرگم کرده است. نگرانی جدی در این اوضاع بحرانی آن است که فراخوانهای متضاد بیش از هر چیز سرمایه اجتماعی را فرسوده کرذه و ایران را به یک جامعه شکست خورده تبدیل کند؛ جامعه ای که در آن امکان همزیستی میان گروه ها، نیروها و افراد مختلف از میان برود. این فقط جامعهای منبعث از یک دولت شکست ضعیف نیست بلکه جامعه ایست که در آن افراد به یکدیگر نه به مثابه رقیب، اپوزیسیون یا مخالف، بلکه به عنوان دشمن وجودی نگاه کنند.
پیچیدگی وضعیت وقتی عیانتر میشود که حواسمان باشد مقامات آمریکایی و اسرائیل بارها دربار ضرورت تغییر رژیم در ایران سخن گفتهاند. از اقدامات آنها نیز این طور به نظر میرسد که نیروی فشار خارجی اکنون بهدنبال آن است که فضای داخلی ایران از حالت کنترلشده به وضعیت بیثبات و چندقطبی تبدیل شود تا زمینه برای مداخله نرم یا حتی سخت فراهم شود. چنین سناریویی همزمان با فراخوان اپوزیسیون، زمینهساز شکلگیری «حمام خون» در خیابانهاست؛ وضعیتی که همه طرفها متضرر خواهند شد و تنها بهرهبردار آن، طرف خارجی خواهد بود.
خیابان برای مردم امن است؟
در بعد راهبردی، ایران در موقعیتی قرار گرفته که باید میان نمایش قدرت و حفظ امنیت عمومی توازن برقرار کند. حضور مردمی در خیابان میتواند حامل پیام همبستگی ملی و اراده دفاعی باشد، اما در صورتی که مدیریت شده و از خطوط امنیتی عبور نکند. در صورت حضور هستههای موساد در برخی مناطق مرزی یا شهری چنانچه در اتفاقات دی ماه وارد عمل شده بودند، تجمعات گسترده بهترین پوشش برای اقدامات تروریستی خواهند بود.
بشتر بخوانید: عاقبت رویکرد حذفی در بزنگاه جنگ؛ چرا سخنان رادان به نفع منافع ملی نیست؟
در مقایسه با اپوزیسیون، حاکمیت دستکم از درآمد اطلاعاتی بالاتری برخوردار است. دستگاه امنیتی ایران، با همه محدودیتهایش، بخش مهمی از میدان را تحت کنترل دارد و توان رصد تحرکات مشکوک یا برنامهریزیشده را دارد. اما آنچه چالش اصلی این روزهاست، فضای افکار عمومی است، جایی که هر خبر، هر فراخوان و هر تصویر از خیابان میتواند اثر انفجاری داشته باشد. در این فضا، مدیریت روایت به اندازه مدیریت میدان اهمیت پیدا میکند.
در چنین وضعیتی، راهبرد ملی باید بر پایه حفظ کنترل اجتماعی و تفکیک اصیل میان مقاومت مردمی و تحریکات سیاسی استوار باشد. خیابان میتواند محل همبستگی باشد، اما نه میدان درگیری؛ همانگونه که امنیت میتواند از دل حضور آگاهانه مردم زاده شود، نه از ازدحامی که هر لحظه احتمال انفجار دارد. اشتباه راهبردی هر جریان در تشخیص این مرز، ممکن است به بهای سنگین انسانی و ملی تمام شود.



ترامپ شکست خورد و اسراییل نابود شد ولی اینترنت وصل نشد!
من همچنان دم مسجد محل در حال دفاع از آسمان میهن هستم!!!!!
همزمان یکی به نعل میزنی یکی به میخ . یه وقت مجوزتو باطل نکنن
پس زر مفت نزن رویداد۲۴